على اكبر قرشى بنابى

18

تفسير احسن الحديث (فارسى)

پنجم : بالاتر از همهء اينها آن است كه ائمهء اهل بيت عليهم السّلام به اين ترتيب اعتراض نكرده و آن را پذيرفته‌اند . اگر اين تدوين و ترتيب در زمان رسول خدا و زير نظر آن حضرت انجام نگرفته بود ، امامان آن را بازگو مىكردند چنان كه همه كارهاى خلاف خلفاء و مانند آنها را با آن همه اختناق بازگو فرموده‌اند . لا اقل مىگفتند اين مجموعه همان قرآنى است كه بر پيغمبر نازل شده لكن ترتيب آن بعد از آن حضرت بوده است . وانگهى اهتمام بىحد رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله نسبت به قرآن مانع از آن بود كه اين كار را انجام نداده از دنيا برود . نگارنده قول دوم را ترجيح مىدهم . على هذا كار على بن ابى طالب عليه السّلام آن بود كه قرآن را در يك پارچه نوشت ، نه اين كه ترتيب جديدى بوجود آورده باشد و اللَّه اعلم . نزول دفعى و تدريجى قرآن شكى نيست كه قرآن مجيد بطور تدريج در عرض بيست و سه سال بر رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله نازل شده است ، از طرف ديگر مىخوانيم كه قرآن در ماه رمضان و در يك شب نازل شده است به عبارت ديگر ، آيهء : شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ بقره / 185 صريح است كه قرآن در ماه رمضان نازل گشته و آيهء : إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ قدر / 1 و آيه إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ دخان / 3 نشان مىدهد كه در يك شب نازل گرديده است ، مقايسهء هر سه آيه روشن مىكند كه آن شب در ماه رمضان بوده است و از روايات فهميده مىشود كه شب بيست و سوم از رمضان بوده است . از آن طرف مىبينيم كه كفار مكه اعتراض كرده و مىگويند : چرا قرآن به يك بار نازل نمىشود ؟ در جواب مىفرمايد : اين براى آن است كه با ادامهء وحى ، قلب تو را استوار و مطمئن كنيم و اگر همه‌اش به يك بار نازل مىشد ، وحى قطع مىگرديد ديگر رابطهء تو با خدا برقرار نمىشد وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً واحِدَةً كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ وَ رَتَّلْناهُ تَرْتِيلًا